نه، نه! شما یادتون نمیاد !
29th دسامبر، 2010

شما یادتون نمیاد ! اون وقت ها، بچه که بودیم سر هر میز سه نفر می نشستیم. سر کلاس درس، معلم ها میگفتند که درس جدید رو روخوانی کنیم، طی […]

نه، نه! شما یادتون نمیاد !
فقر و آزادی
16th ژوئن، 2010

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی
لحظه لحظه تا فرار از مدرسه
21st آگوست، 2009

  لحظه لحظه تا فرار از مدرسه عنوان مطلب را از کتاب “فرار از مدرسه” اثر “عبدالحسین زرین کوب” که درباره شرح حال “امام محمد غزالی” است گرفته ام. *** […]

لحظه لحظه تا فرار از مدرسه