فقر و آزادی
16th ژوئن، 2010

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی
من و شیطان
16th ژوئن، 2010

این متن با بی پروایی نوشته شده است و بسی مایه حیرت و تاثر است . *** اکنون به درستی می دانم او بسیار زیرک بود، زیرکتر از فرزین ! […]

من و شیطان
‫داستان یک عشق معصوم
11th آوریل، 2009

(پیشنهاد میدم حتما بخوانید) ‫آن روز برای دیدن یک دوست به آن منطقه تهران رفته بودم؛ محلهای اعیان نشین که حتی با نگاه کردن به در و دیوار و آسفلات […]

‫داستان یک عشق معصوم