تازه ها

  • عمر

    عمر

    ۱۱ام آبان، ۱۳۹۶

    عمر؛ بله نامش عمر است، ۵۶ سال دارد. وقتی نوجوان بود جنگ شروع شد، کومله‌ها و عراقی‌ها یورش را آغاز کردند، خانه و کاشانه‌شان را گرفتند و خراب کردند. عضو […]

    عمر
  • سر باز

    سر باز

    ۲۲ام خرداد، ۱۳۹۶

    از خدمت که میای دیگه هیچی مثل قبل نیست. ممکن ماه‌ها و سال‌ها بگذره، ولی یه روز در حالی که تو مترو راه میری و پدر و پسری رو ببینی که […]

    سر باز
  • عبدالله

    عبدالله

    ۲۳ام بهمن، ۱۳۹۵

    من عبدالله هستم؛ نه اسمم مهدی یا محمد بود که برای آن جایزه بگیرم و نه در روز خاص یا مناسبتی به دنیا آمدم که بابت آن جایزه‌ای دریافت کنم. […]

    عبدالله
  • فاطمه، فاطمه است.

    فاطمه، فاطمه است.

    ۳ام بهمن، ۱۳۹۵

    سال ها پیش، – شاید حدود بیست سال پیش، – زمانی که تنها چهار سال داشتم، ماجرای عشقی اتفاق افتاد که اگر چه سرانجام خوشی نداشت اما شروعش خوش بود؛ […]

    فاطمه، فاطمه است.
  • همچنان «جنگ» است و ما در «صف»

    همچنان «جنگ» است و ما در «صف»

    ۲۰ام شهریور، ۱۳۹۵

    این یادداشت در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ در سایت تابناک منتشر شده است. (لینک) بسیاری از افراد این روزها در هر خانه یا مکان عمومی، از مترو و اتوبوس گرفته تا […]

    همچنان «جنگ» است و ما در «صف»
  • چه کسی از فیلترینگ توییتر سود می‌برد؟

    چه کسی از فیلترینگ توییتر سود می‌برد؟

    ۱۴ام مرداد، ۱۳۹۵

    این نوشته در روزنامه شرق به تاریخ ۹۵/۰۵/۱۴ منتشر شده است. (لینک) چهره‌ها از مسئولان گرفته تا مشهوران، عضوی از لشکر نسبتا پرشمار توییتری‌ها در ایران هستند و اصولگرا و […]

    چه کسی از فیلترینگ توییتر سود می‌برد؟
  • بویِ عید

    بویِ عید

    ۳۰ام فروردین، ۱۳۹۵

    از اسفندماه که همه آماده می‌شدیم، خانه‌تکانی شروع می‌شد، مادرم سبزه می‌کاشت تا عید سبز می‌شد. لباس نو می‌خریدیم. یک‌بار پسری را دیدم که دستش را در شانه مادرش گذاشته […]

    بویِ عید
  • یک تکّه نان

    یک تکّه نان

    ۲۶ام آذر، ۱۳۹۴

    برای دلم می نویسم: پیرزن است، هفتاد و دو سال سِن دارد. عُمری بی ادّعا و بی ریا زندگی کرده است. بچه داری و خانه داری کرده است، این زَن، […]

    یک تکّه نان
  • اِی زمان بی‌من مرو

    اِی زمان بی‌من مرو

    ۲۴ام آذر، ۱۳۹۴

    ٢٢ آذر ٩۴ ساعت ١١:٢۴ در حال برگشت از کاشان به تهران اولین بار که به روستای خوران، روستای پدری رفتیم اولین بار احساسی به من دست داد که سابقاً دست […]

    اِی زمان بی‌من مرو
  • تو در اول آفرینش، نادان بودی و بعد دانایت کردند

    تو در اول آفرینش، نادان بودی و بعد دانایت کردند

    ۱ام مرداد، ۱۳۹۴

    آنچه خواهید خواند ترجمه ذوقی از نامه ۳۱ نهج البلاغه به دستِ فاطمه شهیدی، نویسنده مجله پرسمان در نسخه های شماره ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶۷ و ۶۸ می […]

    تو در اول آفرینش، نادان بودی و بعد دانایت کردند