یک تکّه نان
17th دسامبر، 2015

برای دلم می نویسم: پیرزن است، هفتاد و دو سال سِن دارد. عُمری بی ادّعا و بی ریا زندگی کرده است. بچه داری و خانه داری کرده است، این زَن، […]

یک تکّه نان
آیا جنایت نکرده ایم ؟ (سومالی..)
15th آگوست، 2011

لطفاً از هر جا که این مطلب را می خوانید اِقدام به اشتراک آن کنید. نه آیا او هم دلی دارد ؟ نه آیا او هم شوقی دارد ؟ نه […]

آیا جنایت نکرده ایم ؟ (سومالی..)
عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد
5th نوامبر، 2010

اِنی باز هم غمگین است. عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت و انسان محو نخواهد شد. سال، سال نود و چهار (۱۹۹۴)است، یک کودک سودانی در حال جان دادن بر […]

عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد
فقر و آزادی
16th ژوئن، 2010

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی
من و شیطان
16th ژوئن، 2010

این متن با بی پروایی نوشته شده است و بسی مایه حیرت و تاثر است . *** اکنون به درستی می دانم او بسیار زیرک بود، زیرکتر از فرزین ! […]

من و شیطان