تن آدمی شریف بود به جان آدمی
۵ام مرداد، ۱۳۸۷

خدایا مرا از نگاه بد محفوظ بدار خدایا می دانم خدایا می دانم که سزاوار نیست کسی بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد خدایا می دانم می دانم که باید […]

تن آدمی شریف بود به جان آدمی
مرگ
۳۰ام تیر، ۱۳۸۷

– بخون تا بخوابم ، برام بخون باشه ؟ بخون تا بخوابم. – میخوانم ، میسوزم ، میخوانم . پس میخوانم : عزیزم منتظرت هستم. حالا آتش خاموش شده و […]

مرگ