۱
این نوشتار توسط انی در تاریخ 10th آگوست، 2008 و در دسته "من نوشت" ارسال شده است.

یا پروردگار ابوجهل ها

ای خواهر مقدس ، از اشتیاق سخن می گویی ، می دانم که بی عشق نوشتن ، حرف زدن سخت است اما حرفم چیزه دیگر بود می خاستم بگویم که بی عشق هم بنویس و بنگر که می توانی؟ بنگر که با عشق به خدا می توانی آن را به صورت خشک توضیح دهی؟ یا همچون گذشته می خواهی بگویی : “آتیش انی ، آتیش چطور بگم؟ ” دوباره به خود بنگر این حرف من است و ببین که چگونه باید توضیحی دهی که من نیز بفهمم، میبینم که هر بار که می خواهی بگویی با جمله ای ساده پا به فرار می گذاری که من ” احساسم رو با کلمه توضیح بدهم؟ ” … و یا ” کلمه ای ندارم ” … آری نداری فکر می کنم که تا ننویسی او نخواهد آمد.

مگر من را با نوشته هایم نشناخته ای؟ مگر چیزه نوشتم که تو نمی توانی از رویش بنویسی؟ می دانی که یه کلی از چند تا حروف ساده استفاده کرده ام و به کلی هیچ کلمه نا مفهومی نیاورده ام… .

از سکوتت ناراحت نیستم ، من ” ما ” جایی را در نیمه حرف.کام ساختیم تا درست دقت کن این جمله بیان گر هدف ما است :

” ما آمده ایم تا در اینترنت فضایی آرام بسازیم و به دور از سیاست مصلحت و کنار هم نظرات هم دیگر را مطرح کنیم تا به نتایجی آرمانی تر از نتایج تفکرات تنهایی خود دست یابیم.نتیجه ای بهتر از تفکرات خود”

” از اینکه نظر بدهیم نهراسیم ، زیرا می خواهیم ایراد ها را برطرف سازیم “

و

خواهرمقدس از فضایی سخن می گویم که همچون وقتی من اشتباه حرف می زنم از من ایراد بگیرند تا من فکر کنم تا ایرادم را بر طرف سازم ، ایراد بگیرم ، از معلم ایراد بگیرم ، ایراد بگیرند ، تامل کنیم

زیرا در اینجا ما از نیمه حرف.کام حرف می زنیم ، می خواهیم تبادل نظر کنیم تا کسی که می آید نمی داند مصلحت چیست بداند و کسی که می داند مصلحت چیست نظرش را اعلام کند

و اگر من که اگر بگویید من بزرگم اشتباهی بزرگ کرده اید ، من اگر چون می دانم نادانم در آنجا نظر ندهم که دیگر هیچ کس نباید نظر دهد و همه باید منتظر افرادی باشیم که از کتاب شریعتی و دیگران مطالبی به عنوان جواب بیاورند…

من می خواهم نظر خود را بگوییم ، به دنبال جواب بروم تا متفکرتر بشوم تا چرخ های ذهنم به کار افتد

و

چگونه ممکن است من در دنیای مجازی احساس لذت پایدار کنم ؟ احساسی که ازش سخن می گویی درد است نه لذت ، درد ، خفه بودن…

و

اما در مورد باز هم اشتیاق می خواهم یک مثال بزنم ۲۵۰۰ سال پیش فردی بود به نام ” هرودوت ” فردی که به عنوان پدر تاریخ نام دارد ، این فرد می رفت و می نوشت از گوشه کنار از هر جا ه سخن می گفتند ، هر جا که بود ، تفکرات مختلف و بسیاری دیگر…این فرد علاقه شخصی اش به چه بود ؟ آیا مثل شریعتی که به ادبیات علاقه دارد، به چیزی علاقه نداشت ؟…اما او مسئولیت را احساس می کند و تا جایی که در توانش هست از اقوام و ملل های مختلف می نویسد از افسانه ها تا دراز بودن دست راست اردشیر (اردشیر دراز دست!)

اما مدتی بعد از او فردی بود به نام گزنفون او آمد به ایران و از کوروش کبیر نامی شنید ، کتابی نوشت به کلی مربوط به کوروش کبیر… کتابش را مهم نمی پندارند ، زیرا او اشتیاق خود را به وضوح نشان داد ، او عاشق بود و این عاشق بودن و حرارت بسیار داشتن باعث شد به کلی نوشته هایش زیر سوال برود و گفتند که او کور شده بود !(چیزه دیکر نمی دید) عاشق بودن اما رسمی بودن را من هم می پندارم

و

عاشقم به تاریخ،مذهب ….

نمی دانم می توانم توضیح دهم یا نه.

امروز به نفوذ چسبیده ای ، نفوذ خواهر ، امیدوار در این راه موفق بشی زیرا که موفقیت بسیاری را درپشت خود پنهان کرده است.

و

بلی تو راست می گویی هر کس می تواند ساعت ها بنشید بنویسد ، و با دیدن هر کلمه صفحه ها سخن رانی کند…

و

اما تو اجماع را ترک کرده ای؟ نکند چشمانت را به آسمان دوخته ای؟همچون پارسان که خود را به خدا برسانی؟ کجا گریخته ای؟

و

آری کاری درست انجام می دهی که نظر نمی دهی زیرا تو در اعماق خودت چرخ می زنی

آری نظر نده مگر چه ایرادی دارد ؟ نمی دانی دیگر ، هنوز کامل نمیدانی امام تو می گوید : که اگر چیزی را کامل بلد نبودی ازش حرف نزن

و تو حرفش را گوش می کنی، به من مربوط نیست نظر بدهی یا ندهی ، اما من از معلم سوال می کنم و مرا که در حال نزدیک شدن به اصل هستم را ببیند اگر مستقیم تمام مسائل را توضیح دهد و خودش همه مسائل را بگوید من درک نخواهم کرد مگر آنکه پس از مدتی دوباره خودم را از نو بنگرم

به راستی که احساسی راجع به سکوتت را دارم که نمی توانم توضیح دهم ، زیرا قلب من می گوید که تو اگر می دانی چه چیزی وجود دارد نیابد بگویی…نباید بگویم !

من نباید بگویم، به من می گوید که نگو، یعنی خودم نمی گویم.

۱ دیدگاه

  1. آشفته ای از میان تاریخ گفت:

    salam
    bavareton mishe age begam harfaton nasre zibaye kalamate maghze mane
    nemidonam chi begam
    mikham kole neveshtehatono ba deghat bekhonam

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



کلمات کلیدی : " " + "" + ""