یک تکّه نان
۲۶ام آذر، ۱۳۹۴

برای دلم می نویسم: پیرزن است، هفتاد و دو سال سِن دارد. عُمری بی ادّعا و بی ریا زندگی کرده است. بچه داری و خانه داری کرده است، این زَن، […]

یک تکّه نان
آیا جنایت نکرده ایم ؟ (سومالی..)
۲۴ام مرداد، ۱۳۹۰

لطفاً از هر جا که این مطلب را می خوانید اِقدام به اشتراک آن کنید. نه آیا او هم دلی دارد ؟ نه آیا او هم شوقی دارد ؟ نه […]

آیا جنایت نکرده ایم ؟ (سومالی..)
عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد
۱۴ام آبان، ۱۳۸۹

اِنی باز هم غمگین است. عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت و انسان محو نخواهد شد. سال، سال نود و چهار (۱۹۹۴)است، یک کودک سودانی در حال جان دادن بر […]

عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد
فقر و آزادی
۲۶ام خرداد، ۱۳۸۹

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی
من و شیطان
۲۶ام خرداد، ۱۳۸۹

این متن با بی پروایی نوشته شده است و بسی مایه حیرت و تاثر است . *** اکنون به درستی می دانم او بسیار زیرک بود، زیرکتر از فرزین ! […]

من و شیطان