حکیم عمر خیام نیشاوری
۲۳ام اسفند، ۱۳۸۷

یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که مارا چه رسید ؟ از خاک در آمدیم بر خاک شدیم خیام […]

حکیم عمر خیام نیشاوری
سعدی
۲ام دی، ۱۳۸۷

عاقبت گرگ زاده گرگ شود * گرچه با آدمی بزرگ شود به نظر می رسد که سعدی نیکی انسان را بیشتر نتیجه وراثت می داند تا تربیت

سعدی
سعدی
۱۴ام آذر، ۱۳۸۷

ناگهان فریاد می زند : دوست من از من به من نزدیک تر است وین عجیب تر که من از وی دورم چه کنم با که توانم گفت که دوست […]

سعدی
سعدی
۵ام آبان، ۱۳۸۷

ما را همه شب نمی برد خواب………………………ای خفته ی روزگار دریاب نه بیگانه تیمار خودش نه دوست……..چوچنگ رگ و استخوان ماند و پوست دیگر شعر هایی که از سعدی نوشتم […]

سعدی
من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
۲۰ام مهر، ۱۳۸۷

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سردار شدم غم […]

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم