فقر و آزادی
۲۶ام خرداد، ۱۳۸۹

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی
من و شیطان
۲۶ام خرداد، ۱۳۸۹

این متن با بی پروایی نوشته شده است و بسی مایه حیرت و تاثر است . *** اکنون به درستی می دانم او بسیار زیرک بود، زیرکتر از فرزین ! […]

من و شیطان
چه قدر تلخ
۱۱ام بهمن، ۱۳۸۸

یادم است با پری دریایی، سر قبر عمویم، کنار قبر داماد بودیم . خون دماغ های پی در پی او که حاصل بیماریش بد ، سخت آزارش میداد ! کنار […]

چه قدر تلخ
چگونه توانست انسان ها را زیر پاهایش له کند ؟
۲۴ام مهر، ۱۳۹۶

.

چگونه توانست انسان ها را زیر پاهایش له کند ؟