سر باز
۲۲ام خرداد، ۱۳۹۶

از خدمت که میای دیگه هیچی مثل قبل نیست. ممکن ماه‌ها و سال‌ها بگذره، ولی یه روز در حالی که تو مترو راه میری و پدر و پسری رو ببینی که […]

سر باز
فاطمه، فاطمه است.
۳ام بهمن، ۱۳۹۵

سال ها پیش، – شاید حدود بیست سال پیش، – زمانی که تنها چهار سال داشتم، ماجرای عشقی اتفاق افتاد که اگر چه سرانجام خوشی نداشت اما شروعش خوش بود؛ […]

فاطمه، فاطمه است.
نه، نه! شما یادتون نمیاد !
۸ام دی، ۱۳۸۹

شما یادتون نمیاد ! اون وقت ها، بچه که بودیم سر هر میز سه نفر می نشستیم. سر کلاس درس، معلم ها میگفتند که درس جدید رو روخوانی کنیم، طی […]

نه، نه! شما یادتون نمیاد !
فقر و آزادی
۲۶ام خرداد، ۱۳۸۹

دل خوش بودم. به اطراف که نگاه می کردم، ماشین می دیدم، دوچرخه می دیدم، حتی فرغون می دیدم. من هم آرزو می کردم یک فرغون داشته باشم تا سوارش […]

فقر و آزادی