عبدالله
۲۳ام بهمن، ۱۳۹۵

من عبدالله هستم؛ نه اسمم مهدی یا محمد بود که برای آن جایزه بگیرم و نه در روز خاص یا مناسبتی به دنیا آمدم که بابت آن جایزه‌ای دریافت کنم. […]

عبدالله
فاطمه، فاطمه است.
۳ام بهمن، ۱۳۹۵

سال ها پیش، – شاید حدود بیست سال پیش، – زمانی که تنها چهار سال داشتم، ماجرای عشقی اتفاق افتاد که اگر چه سرانجام خوشی نداشت اما شروعش خوش بود؛ […]

فاطمه، فاطمه است.
همچنان «جنگ» است و ما در «صف»
۲۰ام شهریور، ۱۳۹۵

این یادداشت در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ در سایت تابناک منتشر شده است. (لینک) بسیاری از افراد این روزها در هر خانه یا مکان عمومی، از مترو و اتوبوس گرفته تا […]

همچنان «جنگ» است و ما در «صف»
بویِ عید
۳۰ام فروردین، ۱۳۹۵

از اسفندماه که همه آماده می‌شدیم، خانه‌تکانی شروع می‌شد، مادرم سبزه می‌کاشت تا عید سبز می‌شد. لباس نو می‌خریدیم. یک‌بار پسری را دیدم که دستش را در شانه مادرش گذاشته […]

بویِ عید
از خویشتنِ خویش
۱۶ام اردیبهشت، ۱۳۹۴

در زندان عجیبی گرفتار شده ای، تو را از خویشتنت باز میدارند و زندگی ات را تغییر میدهند. اسارتت رنگ عوض کرده است، همه در زندان جدیدی گرفتار شده ایم که میله ای ندارد. […]

از خویشتنِ خویش
تاریخ باستان
ادیان و مذاهب
تصاویر باستان