ای غریبا مرد…
۱۴ام فروردین، ۱۳۸۹

سیمایش را می بینم که مظلومانه نگاهم می کند . هر لحظه که نگاهش می کنم او نیز نگاهم می کند . سالهاست خاطره ی این نگاه معصوم سخت پریشانم […]

ای غریبا مرد…