لباس زندگانی
۳ام اسفند، ۱۳۹۲

من عاشق این لباسم بودم، همیشه تو کِشوی لباسام نگهش می داشتم، گاهی می رفتم نگاهش می کردم و حسرت می خوردم که چرا دیگه این لباس تنم نمیشه ؟ […]

لباس زندگانی