۳۲
این نوشتار توسط انی در تاریخ ۲۳ام اسفند، ۱۳۸۷ و در دسته "من نوشت" ارسال شده است.

یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که مارا چه رسید ؟
از خاک در آمدیم بر خاک شدیم

خیام

The image “http://www.enikazemi.ir/images/2011/03/khayam_intro02.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

The image “http://www.enikazemi.ir/images/2011/03/khayam_intro03.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

کاش لایق آن بودم ، که در وصف حضرت خیام چیزی بگویم ، یا بنویسم . ولی آنان که به درستی شخصیت این ادیب برجسته و ممتاز را لمس کرده اند و حقیقت خیام  را فهمیده اند ، خود بهتر میدانند که خاموشی ،در برابر شخصیت آن بزرگوار تبهترین سخن است . خیام اگر چه کم سروده است ولی به جرات میتوان گفت آنچه که سروده است، در نوع خود بی نظیر است. رباعی بالا یکی از رباعی های اوست …پس به مناسبت او هر چه شعر از او داشته باشم اینجا اضافه خواهم کرد.

۳۲ دیدگاه

  1. ساره گفت:

    خیلی زیبا بود آقا انی دم شما گرم
    خدایی شعر های ایرانی بی نظیر هستند.

  2. نه گفت:

    گر شوم با خسته ی پیکر ،غریق مرکب رندی ، مجویم در طریق

    مذهبم گر مستی و میخوارگیست شرب و خمرم خود گواه بندگیست

  3. فرزانه گفت:

    مثل همیشه آخرش بود ;)

  4. خیام گفت:

    هر چند که رنگ و روی زیباست مرا

    چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

    معلوم نشد که در طربخانه خاک

    نقاش ازل بهر چه آراست مرا

    آفرین آقا کاظمی دقیقا به جا و مناسب بود

  5. هر چند که رنگ و روی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

    معلوم نشد که در طربخانه خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا

  6. چون عهده نمی شود کسی فردا را حـالی خوش دار این دل پر سودا را

    می نوش به ماهتاب ای ماه که ما بـسیار بـــگردد و نــیـابد ما را

  7. درود خدا بر شما مرید خیام…
    وبسایت شما واقعا عالی و لذت بخش بود.

  8. صدر گفت:

    واقعا شعر به سزایی بود، اگر راستش را بخوای کاظمی جان به دو سه نفر اس ام اسش زدم

  9. این بزرگترین وبسایت متون باستانی که در بررسی تاریخ ایران فقط به عمر خیام پرداخته :
    http://www.ancienttexts.org/library/persian/rubaiyat/index.html

  10. ب ع گفت:

    احسنت
    شایسته و به جا بود. احسنت

  11. ب ع گفت:

    پایان سخن شنو که مارا چه رسید ؟
    از خاک در آمدیم بر خاک شدیم

    بسیار عالی بسیار

  12. ب ع گفت:

    خیام اگر ز باده مستی خوش باش
    با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت کار جهان نیستی است
    انگار که نیستی چو هستی خوش باش

  13. ب ع گفت:

    من موی خویش نه از آن می کنم سیاه

    تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه :| :cry: :(

    چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند :oops:

    من موی از مصیبت پیری کنم سیاه :roll:

    این هم یکی از زیباریت رباعی های تاریخ

  14. ب ع گفت:

    من موی خویش نه از آن می کنم سیاه

    تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه :| :cry: :(

    چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند :oops:

    من موی از مصیبت پیری کنم سیاه :roll:

    این هم یکی از زیباریت رباعی های تاریخ

  15. ب ع گفت:

    من موی خویش نه از آن می کنم سیاه

    تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه :| :cry: :(

    چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند :oops:

    من موی از مصیبت پیری کنم سیاه :roll:

    این هم یکی از زیباریت رباعی های تاریخ

  16. محمد گفت:

    واقعا خیلی زیبا بود…از شعر هایی هست که واقعا خوندنش لذت بخش هستش
    خیلی قشنگ بود

  17. Life body گفت:

    بابا

  18. Life body گفت:

    بابا

  19. از الف گفت:

    سلام،میبینم که زدی تو کار صرفه جویی پا به پای تلوزیون…
    یه گزارش هم از آبیاری قطره ای بزن…..
    راستی تو پست قبلیم یکی برات که نظر داره خوبه جوابش رو بدی…
    با« یادگار آن مرد» به روزم…
    روز(شب؟)خوش…

  20. از الف گفت:

    قومی به گمان افتاده در راه یقن
    قومی به گمان افتاده در راه یقین
    میترسم از آنکه بانگ آید روزی
    کای بیخبران راه نه آنست نه این

  21. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا بود
    باید بگویم بی نظیر بود
    اما خیام رباعی های بهتر از این های بسیار دارد
    فکر کنم کمی کام شما لذت بخش آمده باشد

  22. مریم اس گفت:

    می ترسم از آن که بانگ رسید روزی
    ای بی خبران راه نه آن است و نه این

  23. الهه گفت:

    از فرمول دنیا به چشم خیام بر دیده ی مردمان خواری و نداری به دست می آید
    غلام آن کلماتم که آتش انگیزد
    نه آب سرد زند در سخن بر آتش تیز….حافظ

  24. شراره گفت:

    واقعا عالی بود
    ممنونم واقعا جای تقدیره بسیاری داره کارهای شما!!

  25. درود بر شما
    بسیار لذت بردم

  26. jamshid ahnagary abhari گفت:

    گویند کسان بهشت با حور خوش است/من میگویم که اب انگور خوش است/این نقد بگیرو دست از ان نسیه بدار/کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

  27. مهدي گفت:

    قومی متفکرند اندر ره دین،
    قومی به گمان فتاده در راه یقین
    ترسم از آنکه بانگ آید روزی:
    که ای بی خبران ! راه نه آن است و نه این

  28. پرواز گفت:

    افسانه‌هایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانه‌ها از این قرار است که خیام می‌خواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه میش را شکست. پس خیام چنین سرود:

    ابریق می مرا شکستی، ربی/ بر من در عیش را ببستی، ربی
    من مِی خورم و تو می‌کنی بدمستی/ خاکم به دهن مگر که مستی، ربی

    پس چون این شعر کفرآمیز را گفت خدا روی وی را سیاه کرد. پس خیام پشیمان شد و برای پوزش از خدا این بیت را سرود:

    ناکرده گنه در این جهان کیست بگو!/ آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو!
    من بد کنم و تو بد مکافات دهی/ پس فرق میان من و تو چیست بگو!

    و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانه‌ها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است.

  29. پرواز گفت:

    خاک نیشابور را نازم که از هر خشت او/شاعری خیزد توانا یا هنرمندی بنام…

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""